مالک اشتر
مالک بن حارث عبد یغوث نخعی معروف به مالک اشتر یکی از امرای شجاع و بزرگ بوده است. وی بر قوم خود ریاست داشت و در جنگ یرموک شرکت کرد و یک چشم خود را از دست داد. از شیعیان مخلص امیر المومنین و از فرماندهان بزرگ و شجاع آن حضرت بود که در جنگ جمل و جنگ صفین امام را همراهی میکرد و رشادتها و جانفشانیهای او در این پیکارها در تاریخ مضبوط است.
امیرالمؤمنین او را به حکومت مصر منصوب فرمود و منشور حکومتیای که به مالک عطا فرمود از نفیسترین و ارزندهترین مطالب حکمرانی و مردمداری و حکومتداری است که در نهج البلاغه نیز آمده است .
در سال 37 هجری در مسیر مصر، به توطئه و تحریک معاویه ، توسط یکی از مالکان روستاهای بین راه مسموم شد و درگذشت.
امیرالمؤمنین علیه السلام از شهادت مالک بسیار متأثر گردید و فرمود: خدا مالک را رحمت کند. او برای من آن چنان بود که من برای پیامبر خدا بودم.
جنگ یرموک
یرموک جایی است میان نهر اردن و بحر لوط که در سرزمین شام واقع است. با آغاز خلافت ابوبکر فتوحات مسلمین آغاز شد، ابتدا جزیرة العرب و سپس عراق را تصرف کردند. پس از آن متوجه منطقه شامات شدند.
در آن زمان هرقل پادشاه روم شرقی بر آن منطقه مسلط بود، اما مسلمانان یکی پس از دیگری شهرهای اولیه شام را تصرف می کردند، در این زمان که مصادف با دوران خلافت خلیفه دوم بود، ابو عبیده جراح فرمانداری مناطق مختلف نظیر فلسطین و اردن، هریک را به یکی از سرداران جنگی اسلام سپرد و خود برای فتوحات بیشتر عازم شمال شده و به سوی حماة و شیرز حرکت کرد.
هرقل که اکنون مراکز مهم شام را از دست داده بود، بار دیگر کوشید تا با سامان دادن لشگری عظیم از رومیها، شامیها، اهالی جزیره و ارمنستان، در کنار قبایل عربی جذام، لحم و غیره به جنگ مسلمانان برود. این جنگ بزرگ که آخرین حد تلاش امپراطوری روم شرقی برای حفظ شامات بود، در همین منطقه یرموک رخ داد و به همین خاطر، جنگ یرموک نام گرفت.
شمار مسلمانان را حدود بیست و چهار هزار نفر و شمار رومیان را چندین برابر آنان ذکر کرده اند.
این جنگ برای مسلمانان به اندازه ای سخت بود که گفته اند زنان مسلمان نیز مجبور به جنگیدن شدند. سرانجام این جنگ به نفع مسلمانان خاتمه یافت و به دنبال آنجبلة هرقل انطاکیه را به قصد قسطنطنیه پایتخت بیزانس ترک گفت. جبله بن ایهم در همین جنگ فرماندهی سپاه مقدم روم را عهده دار بود. وی در گذشته اسلام آورده بود، اما پس از مدتی به خاطر برخوردی که خلیفه دوم با او داشت از اسلام برگشت و طرفدار رومیان گردید.
به نظر بسیاری از مورخان فرمانده نظامی مسلمانان در جنگ، خالد ابن ولید بوده است.
یک سال پس از واقعه یرموک، مسلمانان موفق شدند بیت المقدس را به محاصره در آورند. در واقع جنگ یرموک اصلی ترین جنگ منطقه شام و فتح الفتوح آن سرزمین محسوب می شود.
جنگ جمل
پس از آن که مردم با امام علی علیه السلام ... بیعت کردند، عملکرد او در تقسیم بیت المال و عزل و نصب فرمانداران، خشم عدهای را برانگیخت. طلحه و زبیر که با علی علیه السلام بیعت کرده بودند، آرزوی فرمانداری بصره و کوفه را در سر داشتند، ولی علی علیه السلام با درخواست آنان موافقت نکرد. آنها نیز به بهانه زیارت خانه خدا، مدینه را به سوی مکه ترک کردند.
از طرف دیگر، بنی امیه که در دوران عثمان به گرفتن امتیازات ویژه خو کرده بودند، در حکومت امام علی علیه السلام دستشان از بیت المال کوتاه شده بود. برای همین پس از غارت مقدار زیادی از بیت المال در مکه گرد آمدند و همراه با طلحه و زبیر عایشه ، همسر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم، را دوره کردند. آنگاه با استفاده از بیت المالی که غارت کرده بودند، سپاهی تشکیل دادند و بصره را تصرف کردند.
امام علی علیه السلام برای سرکوب آنها رهسپار بصره شد و در نبردی که میان دو سپاه در گرفت، امام علیه السلام پیروز شد. گروهی از سران ناکثین (1) (از جمله طلحه و زبیر) کشته شدند، برخی نیز به اسارت در آمدند که امام، آنان را بخشید.
در این نبرد عایشه سوار بر شتر بود، سپاه ناکثین گرد شتر او جمع بودند و این شتر حکم پرچم آنها را داشت. از این رو این جنگ به جنگ جمل (شتر نر) شهرت یافت. جنگ جمل در یکی از محلههای بصره به نام حزیبه رخ داد و بیش از یک روز طول نکشید: روز یکشنبه، هجدهم جمادی الاولی سال 36 هجری قمری.
1. ناکث به معنای کسی است که رشتهها را پنبه کند و بافتهها را از هم بگسلد. از این رو به افراد پیمانشکن ناکث میگویند. از آن جا که بسیاری از سرمداران جنگ جمل، اندکی پیش از آن، بیعت کرده بودند، حضرت علی علیه السلام آنان را ناکث نام نهاد.
جنگ صفین
جنگ صفین از مهمترین نبردهای زمان خلافت امام علی علیه السلام بود که در سال 37 هجری بین آن امام بزرگوار و معاویه ابن ابی سفیان در سرزمین صفین که در ناحیه غربی عراق بین رقه و یالس قرار دارد رخ داد، و از همین رو به جنگ صفین شهرت یافت.
امام علی علیه السلام در آغاز خلافت، معاویه را که کارگزار حکومت در
شام بود، از مقامش عزل فرمود و شخص دیگری را به جای وی منصوب کرد ولی معاویه نپذیرفت و ناحیه شام را تحت قلمرو خود نگه داشت.
امیرمؤمنان خلیفه مسلمانان بار دیگر، پس از نبرد جمل ، جریر ابن عبدالله را برای مذاکره و گرفتن بیعت از معاویه به شام فرستاد، اما معاویه این بار هم تسلیم نشد بلکه به بهانه خونخواهی عثمان سپاه شام را برای مقابله با امام علی علیه السلام آماده ساخت.
امیر مؤمنان نیز چون چارهای ندید آماده جنگ شد، با سپاهی عظیم از کوفه حرکت فرمود و در بیابان صفین با معاویه برخورد کرد. و به این ترتیب، نبردی سخت و طولانی بین سپاه عراق و شام درگرفت.
پس از چند روز نبرد، سپاه امیرمؤمنان در آستانه پیروزی بود که
عمرو بن عاص برای گریختن از شکست، به نقشهی شوم قرآن بر سر نیزه کردن متوسل شد.
به این ترتیب، جمع زیادی از سپاه عراق با دیدن این صحنه دست از جنگ کشیدند. سرانجام جنگ صفین با ماجرای حکمیت به پایان رسید و به شکست سپاه امام علی منجر شد.
میگویند در این جنگ از سپاه نود یا صد و بیست هزار نفری معاویه، چهل و پنج هزار نفر و از سپاه نود یا صد و بیست هزار نفری امام علی علیه السلام بیست و پنج هزار نفر کشته شدند و به این ترتیب، مجموع کشتگان این نبرد به هفتاد یا هفتاد و پنج هزار رسید.
بشنــو از قــرآن، چــه نيكو دم زنــد * * * زخــمــــه بــــر ســــاز دل آدم زنــــــد
تــا كنــد بـيــدارش از خــواب گــران * * * از قــيـــامــت گــــويــد و احـــــوال آن
بــا سكوتــت نغــمه اي قــرآن شنو * * * آنــچه مي گويد به گوش جان شــنــو
از »مزمل» از »نبــا» از »انــفطـار» * * * گوش كــن غــوغــاي محشــر آشكـار
سوره »زلزال» و »نور» و »قارعه» * * * يا كه »تكوير» و »قيامت» و »واقعه»
چــونكه هـر يك وصف محشر را كند * * * خــود قيــامــت زآن ســخن بـرپــا كند
ايــن زمــيــن، در آن زمــان پــر بــلـا * * * نــاگهــان چــون »زلزلــت زلـزالــهــا»
از درونــش »اخــرجــت اثــقــالــها» * * * بــا تعــجــب »قــال انــسان مــالــها»
مــردگــان خــيزنــد بــر پــا »كـلهم» * * * تــا همــه مــردم »يــروا اعــمــالهـم»
هــر كــه دارد »ذره خــيــــراً يــــره» * * * يـــــا كــــه آرد »ذره شــــره يــــــره«
آن زمــان، خــورشيـد تابان »كورت« * * * كوههــاي سخت و سنگين »سيرت«
آنــهــا در كـــام دريــــا »ســجــرت« * * * آتــش دوزخ بــه شــدت »ســعــرت«