الله نور السّموت والأرض مثل نوره كمشكوةٍ فيها مصباحٌ المصباح في زجاجةٍ الزّجاجة كأنّها كوكبٌ دريٌّ يوقد من شجرةٍ مباركةٍ زيتونةٍ لا شرقيّةٍ و لا غربيّةٍ يكاد زيتها يضيء ولو لم تمسسه نارٌ نورٌ علي نورٍ يهدي الله بنوره من يشاء و يضرب الله الأمثال للنّاس و الله بكلّ شيءٍ عليمٌ.
خداوند نور آسمانها و زمين است داستان نورش به مشكاتي ماند كه در آن چراغي روشن باشد و آن چراغ در ميان شيشهاي است كه تلألؤش گويي ستارهاي است درخشان از درخت مبارك زيتون كه با آنكه شرقي و غربي نيست شرق و غرب جهان با آن فروزان است و بي آنكه آتشي روغن آن را برافروزد خود به خود جهاني را روشني بخشد كه پرتو آن نور بر روي نور قرار گرفته و خدا هر كه را بخواهد به نور خود هدايت كند و خدا اين مثلها را براي مردم ميزند و او به همه امور داناست*
در خانههايي خدا رخصت داده كه آنجا رفعت يابد و در آن ذكر خدا شود و صبح و شام تسبيح و تنزيه ذات پاك او كنند.
اين نور رباني در اين بيوت مقدسه است، بيوت انبيا و اوصيا كه خداوند اذن داده كه رفعت يابند و امر فرموده كه به آنها محبت شود و اطاعت شوند. و از خصوصيات امام زمان ما است آنچه در كلام امام رضا(ع) وارد شده است كه ميفرمايند:
قسم به پدر و مادرم، آن كسي كه همنام جدم و شبيه من و شبيه موسيبن عمران است داراي سينهاي سرشار از نور است كه از شعاع نور قدس برافروخته ميشود؛ چه بسيار زنان مؤمن شيفتة تشنه و مردان مؤمن اندوهناكي كه در فقدان اين آب گوارا وجودشان غمين و حيران است. گويي نااميداني هستند كه از دور به آنها ندا داده ميشود، همانگونه كه از نزديك به آنها ندا داده ميشود، كه او براي مؤمنان رحمت است و براي كافران عذاب. داراي سينهاي از نور است كه از شعاع نور قدس برافروخته ميشود.
تعبير بليغ و عجيبي است و اشاره به همان فرمودة خداوند تبارك و تعالي دارد [كه بيان شد.]
در بيان صفتهاي حضرت مسيح(ع) تعبير
«جلابيب» نور به جاي
«جيوب نور» به كار رفته است؛ و از جمله در مناظرة امام رضا(ع) با علماي نصاري آمده است كه:به
جاثليق فرمود:
اي نصراني آگاهيت نسبت به كتاب اشعيا(ع) چگونه است؟ گفت: حرف حرف آن را ميشناسم. پس به آن دو فرمود:
آيا معناي اين كلام را ميدانيد؛ اي قوم همانا من صورت الاغ سواري را ديدم كه جلبابهايي از نور پوشيده بود و استر سواري را ديدم كه نورش همانند نور ماه بود.
همان طور كه از اميرالمؤمنين(ع) در توصيف امام مهدي(ع) تعبير«كوكب دري و درخشان» نقل شده است:
[در آيه مزبور] «مشكات» رسول الله و «مصباح» وصي و اوصيا و «زجاجه» فاطمه زهرا و «درخت مبارك» رسول الله و «كوكب درخشان» قائم منتظر است كه زمين را از عدل پر ميكند.
و از امام كاظم(ع) در تفسير اين فرمودة خداوند تعالي:
ليظهره علي الدّين كلّه ولو كره المشركون.
تا آن [دين حقيقي] را بر هر چه دين است پيروز گرداند هر چند مشركان خوش نداشته باشند.
نقل شده است كه ميفرمايد:
خداوند اين دين را بر همه اديان ظاهر ميكند، در هنگام قيام قائم و ميفرمايند، خدا فرمود:
الله متمّ نوره ولو كره الكافرون.
و خدا ـ گر چه كافران را ناخوش افتد ـ نور خود را كامل خواهد گردانيد.
يعني نور ولايت قائم.
بالاترين كلمات براي توصيف، كلمه نور است چون خداوند، خودش را به آن توصيف كرده است و فرموده: «خداوند نور آسمانها و زمين است» و سپس پيامبرو امام (ع) را به آن توصيف نموده؛ «داستان نورش همچون مشكاتي است كه چراغي در آن روشن است، و آن چراغ در ميان شيشهاي است كه از تلألؤ آن گويي ستارهاي درخشان است.
در خانههايي كه خداوند اذن داده كه بلند مرتبه باشند» و پايان اين خانهها و برترين آنها بيت رسول الله و نور اوست كه در ميان اين نور امام مهدي(ع) هم ميباشد.
«خداوند هر كه را بخواهد به نورش هدايت ميكند» خداوند نور را به اسم خودش با «ضمير غائب» اضافه كرده است و در آن دلالت خاصي است كه اشاره دارد به رابطة دوطرفهاي كه بين غيب خداوند و غيبت وليش وجود دارد.
غيبتي كه طولاني شدن آن وسيلهاي براي امتحان مردم است.
پس خداي غيبالغيوب استحقاق دارد كه اسم خود را به غيب اضافه نمايد و بفرمايد:« هو الله أحد.»
بنابراين او (امام عصر(ع)) نوري است كه در اين آيه به ضمير «هو» اضافه شده است.اين امام زمان، ارواحنا فداه، است؛ خورشيد الهي نور افشان عالم، در حالي كه ابرها او را پوشاندهاند. غائب حاضري كه به همراه جنود الله مشغول عبادت و عمل خود است. كسي كه خضر (ع) گوش به فرمان اوست و از او علم لدني را فرا ميگيرد.
اما او اكنون كجاست. آيا در مقابل پروردگارش ايستاده است يا نشسته؛ هر كجا هست جانم به قربانش، چرا كه آنجا قلب عالم است. آنجاست حقيقت همة اسماي حسناي الهي و كلمة علياي خداوند. آنجا كسي است كه جلبابهاي نور پوشيده و سينهاي سرشار از نور دارد كه از شعاع نور قدس برافروخته ميشود.
اي كسي كه عصاي آدم در دستت و انگشتري سليمان در انگشتت، و تن پوشت (همان) لباس ابراهيم، كه او را از آتش بازداشت ميباشد؛ اي كسي كه پيراهن آغشته به خون مطهر پيامبر(ص) در روز احد نزد اوست، اي كسي كه پيراهن سيدالشهدا (ع) كه در كربلا با آن شهيد شد نزد اوست، اي كسي كه ميراث انبيا به او منتهي ميشود و آثار اوليا به همراه اوست. اي كسي كه در هنگام تكيه بر كعبه بين ركن و مقام، عالم را مورد خطاب قرار ميدهد و ميفرمايد: هر كس ميخواهد به محمد(ص) و علي(ع) بنگرد به من نگاه كند.
اي بقيةالله در زمين، و اي ولي خدا و حجت او بر خلقش، نگاهي مراعاتگونه به ما بينداز تا خداوند نام ما را در زمرة پيروان و دوستدارانت ثبت نمايد و همت ما را در اين دو كلمه قرار بدهد: اطاعت خداوند و شناخت امام.